با توجه به ماهیت انسان محور حقوق محیط زیست، می توان گفت که تعریف حقوقی تنوع زیستی، بیشتر ناظر به روابط انسان با طبیعت است. در واقع قائل شدن یک حق برای محیط زیست، در معنای عمیق تر به شناسایی ارزش های بنیادین مرتبط با حقوق بشر به صورت ذاتی اشاره دارد. چیزی که در مباحث جدید با عنوان توسعه پایدار مورد توجه قرار گرفته، این است که پرداختن به حفظ منابع طبیعی و مواردی از این قبیل کافی نیست، بلکه باید بسیار عمیق تر مسئله را مورد بررسی قرار داده و به نوعی حقوق بشر را در معنایی بسیار کلی تر، در محیطی سالم، به عنوان حق مسلم بشر لحاظ کنیم. درست همانگونه که اعلامیه ۱۹۹۲ ریو در اصل اول خود بیان می دارد:
“موضوع اصلی مباحث توسعه پایدار توجه به حقوق انسانی است”

از این بیان به خوبی می توان نتیجه گرفت که به رسمیت شناختن حقوق بشر یک شرط لازم و بسیار مهم در اجرا و پیاده سازی شعار توسعه پایدار است. اعلامیه جهانی حقوق بشر حق بر زندگی را در ماده ۳ و حق بر بهداشت و سلامت را در ماده ۲۵ خود مطرح کرده است. موسسه حقوق بین الملل در یکی از قطع نامه های زیست محیطی خود اعلام کرد: ” حق زندگی در محیط زیست سالم باید در اهداف توسعه پایدار ادغام شود.” کمیسیون حقوق بشر کمیسارای عالی سازمان ملل در ۲۵ آوریل ۲۰۰۳  به حقوق بشر و محیط زیست، به عنوان ابزار های مشترک تحقق اهداف توسعه پایدار اختصاص دارد. بنا بر قطع نامه این کمیسیون هر گونه خرابی و ضایعه ناشی از تخریب محیط زیست به طور جد نقض تمام جنبه های حقوق بشر است چه حق زندگی، شرافت و حق بر منابع حیاتی. کنوانسیون ۲۰ نوامبر ۱۹۸۹ حقوق کودک، به دولت ها توصیه می کند تا به دلیل خطرات ناشی از آلودگی محیط زیست، به سلامت کودکان توجه بیشتری نمایند. کنوانسیون  ۱۶۹ سازمان بین المللی کار، دولت ها را به در نظر گرفتن مواضعی زیست محیطی جهت حمایت از افراد فقیر و بی بضاعت دعوت می نماید. با توجه به تاکید های پی در پی اسناد بین المللی بر حقوق انسانی به عنوان سر منشاء توجه به حفظ محیط زیست، آیا نمی توان هدف غایی حقوق محیط زیست را حفظ حیات زمین برای حقوق بشر دانست و تفاوت مفهوم حقوقی با مفهوم علمی تنوع زیستی در همین نکته نهفته نیست؟